برایم دعا کن شاید حاجت من دربند یک امین تو باشد.
رفتم ازکنار تو واسه همیشه

زندگی من کنار این غریبه بی تو مثل روز روشنه

این غریبه بر خلاف تو تمام لحظه هاش کنار منه

یه زندگی براش درست کنم که روز و شب براش حسودی کنی

روزی هزار دفعه تو آرزو این که کاش کی بودی کنی

من کنار تو یه روز خوش نداشتم از ترس تو

این غریبه پای گریه هام میشینه برعکس تو

هر عذابی هم بده از این که با منه کنار اون خوشم

هر چی خاطرات با توئه کنار خوبیاش تو سینه می کـُشم

روبه روی من کسی که دل با منه تمام زندگیش منم

روبه روت کسی که توی وجودش می گردی دونبال عطر تنم

ولی هیشکی مثل من برات نمیشه

رفتم از کنار تو واسه همیشه

♫♫♫♫♫♫

صورتش اندازه تو ماه نیست اما قلبش مثل تو سیاه نیست

دور من هیشکی ب سادگیش نیست غیر من هیشکی تو زندگیش نیست

دیدن دوبارت آرزوم شده اما هر چی بود دیگه تموم شده

روبه روی من کسیه که دلش با منه تمام زندگیش منم

روبه روت کسی که توی وجودش می گردی دنبال عطر تنم

ولی هیشکی مثل من برات نمیشه

رفتم از کنار تو واسه همیشه

MP3 – 320

Alireza Talischi – Ruberuye Man

MP3 – 128

Alireza Talischi – Ruberuye Man


تگ×
+ ^_^ یکشنبه ٩ فروردین ۱۳٩٤ ^_^ ۸:٤٩ ‎ب.ظ ^_^ ﭛړ๛اכּ نظرات () >

.....

گاهی چه اصرار بیهوده ای است... اثبات دوست داشتَنمان به آدمها!!
معرفتهای بی جایمان ،، دوست داشتَنهای زیادیمان،، بَها دادنِ بیش از حدمان،،، تلاشهای بی مورد برای حفظ دوستی هایمان!!
.. اما ...
باور کنید بیشتر دوستمان دارند وقتی ،
دوستِشان نداشته باشیم... سُراغشان را نگیریم... حتی حالشان را هم نپرسیم...
وقتی برای آدمهای بی محبتِ امروزی، با معرفت بودن و بی معرفت بودن ، خوبی و بدی ، یکی است...،، پس چرا خودمان را خسته کنیم !!
میانِ این مردُم باید " عاقلانه" زندگی کرد نه " عاشقانه"...
همین !!!


تگ×
+ ^_^ یکشنبه ٩ فروردین ۱۳٩٤ ^_^ ٤:٢٤ ‎ب.ظ ^_^ ﭛړ๛اכּ نظرات () >

یکم فک کن

چندتا نصیحت.
ب ﮐﺴﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺩﻭﺑﺎﺭ ﺯﻧﮓ ﻧﺰﻥ ﻭ ب ﭘﯿﺎﻡ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻧﺪﻩ ، ک :
ﮐﺠﺎﯾﯽ؟
ﻧﮕﺮﺍﻧﺖ ﺷﺪﻡ !
ﮐﺎﻓﯿﻪ ، ی ﺑﺎﺭ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﯼ !
ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﮐسی  ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ی ﺑﺎﺭ،ﺯﻣﺎﻧﯽ ک ﺁﻧﻼﯾﻨﻪ ﭼﺖ ﻧﮑﻦ
ﺍﮔﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎﺕ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﻪ ﺳﺮﮔﺮﻡ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻤﯿﺸﺪ..
ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ک ، ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻘﺪﻣﻪ ﯾﻬﻮﯾﯽ ﺭﻓﺘﻦ ،
ﻧﺮﻭ ﺍﮔﺮ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻨﺖ ،ﭘﯿﺸﺖ ﻣﯿﻤﻮﻧﺪﻥ..
ب ﮐﺴﯽ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﻧﮑﻦ ک ، ب ﺻﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺑﺪﻩ، ﭼﻮﻥ ﺍﮔﻪ
ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺎﺕ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩ،
ب ﮐﺴﯽ ک ، ﻓﺮﻭﺧﺘﺖ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻧﺪﻩ ، ﺗﻮ ﺑﺎﺯﯾﭽﻪ ﺩﺳﺖ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻧﯿﺴﺘﯽ ..

ﺑﺎﮐﺴﯽ ک ﺑﻬﺖ ﺑﺪﯼ ﮐﺮﺩ ، ﺑﺨﺎﻃﺮﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﯼ ،ب ﺁﺳﻮﻧﯽ ﺁﺷﺘﯽ ﻧﮑﻦ ، ﭼﻮﻥ ﺍﻭﻥ ﻣﻘﺼﺮﻩ ﻭﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﺮﺩﻩ ،ﺍﮔﺮ ﻗﺪﺭﺗﻮ ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺖ ﺩﺭ ﺣﻘﺖ ﺑﺪﯼ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩ..
ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ ﺳﺨﺘﻪ ، ﻭﻟﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻗﻠﺒﯽ ﻗﻮﯼ ﻭﺷﺨﺼﯿﺘﯽ ﻗﻮﯼ ﺗﺮ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ..
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﺸﻨﻮ..
ﺗﻮ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﺎﺭ ، ب ﻧﻔﺴﺖ ﻋﺰﺕ ﻣﯿﺒﺨﺸﯽ ﻭ ﺷﺨﺼﯿﺘﺖ ﺭﻭ ﺣﻔﻆ ﻣﯿﮑﻨﯽ.
ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﻪ ، ﺗﻮ ﺧﺪﺍ ﻧﯿﺴﺘﯽ ک ، ﺍﮔﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﻮﺑﻪ ﺷﮑﺴﺖ ﺑﮕﯽ ﺑﺎﺯ ﺁﯾﺪ ..........


تگ×
+ ^_^ یکشنبه ٩ فروردین ۱۳٩٤ ^_^ ٤:۱۸ ‎ب.ظ ^_^ ﭛړ๛اכּ نظرات () >

دلم تنگه براشون..

دلم حیاط خانه مادربزرگ را میخواهد...
یک بعدازظهر تابستان باشد...
باغچه را آب دهیم..
فرشی بی اندازیم روی ایوان...
بوی خاک و آب و گل و برگ انگور!!!
ماهی ها را نظاره کنیم در حوض میان حیاط که دنبال هم میدوند و فریاد شادیشان در کل حیاط میپیچد!!!
صدای خنده همسایه ها را بشنویم و دلگرم باشیم که این حوالی مردم هنوز هم قهقهه میزنند...
مادر بزرگ بیاید و طالبی های خنک را یک به یک قاچ کند...
و ما بدون تمام ژست های روشنفکرانه با دست یکی یکی برداریم و از عطر خوشش لذت ببریم.
دلم آن روزهایی را میخواهد که وقتی کنار هم مینشستیم هیچ کداممان در بند گوشی های همراهمان نبودیم...
صحبت از تکنولوژی های به روز و عکس های فیس بوکی دوستان نبود!!!
آن روزهایی که تلفن هایمان بیشتر زنگ میخورد و بدون آنکه شماره ای بی افتد از صدای دوستانمان به وجد می آمدیم و هیچ وقت از ذهنمان خطور نمیکرد....حوصله اش را ندارم...
آن روزهایی که آیفون تصویری نبود برای باز کردن در باید از حیاط میگذشتی چه ذل تابستان چه در یخبندان زمستان!!!
امـــــــــــــــــــــــــــــــــــــا حیف!!
همه شان گذشتند از آن خانه چیزی نمانده...


تگ×
+ ^_^ یکشنبه ٩ فروردین ۱۳٩٤ ^_^ ٤:۱٤ ‎ب.ظ ^_^ ﭛړ๛اכּ نظرات () >

سال 94 مبارک

دیگه سال ۹۳ هم رفت
ﭼﻘﺪﺭ تو وایبرﻫﻤﺪﯾﮕﺮﻭ ﺩﻟﺪﺍﺭﯼ ﺩﺍﺩﯾﻢ😌
چقدر دلهامون شکست😞
چقدر بلاک شدیم😔
چقدر بلاک کردیم😉
چقدر از گروه انداختیم بیرون😜
چقدر انداختنمون بیرون😃
ﭼﻘﺪﺭ 18+ ﺳﺮﮐﺎﺭﯼ ﺧﻮﻧﺪﯾﻢ ,ﭼﻘﺪ ﺗﺴﺒﯿﺢ ﮔﻢ ﺷﺪ !😄
ﭼﻘﺪﺭ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻫﻤﺪﯾﮕﻪ ﭘیام دادیم
ﭼﻘﺪﺭ ﭘﺴﺖ ﻫﺎﯼ ﻫﻤﻮ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﮐﭙﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ😱
ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺧﻨﺪﯾﺪﯾﻢ , ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺎ ﻫﻢ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﯾﻢ😣
ﭼﻘﺪﺭ با بعضی پست ها دلها را رنجوندیم😓
ﭼﻘﺪﺭ ﺟﻨﺘﯽ ﺭﻭ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺑﻨﺪﻩ ﯼ ﺧﺪﺍ ﺭﻭ😅
ﭼﻘﺪﺭ ﺗﻮ ﻣﻬﻤﻮﻧﯽ با گوشی وَر می رفتیم😜
ﻭ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﺎ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ !😊
دوستای گلم...میدونید چقد دوستتون دارم?عاااااشق تک تکتونم😘😘😘
حتی اونایی که بعضی وقتا دلمو شکوندن...
حتی اونایی که بعضی وقتا جوابمو نمیدادن...
حتی اونایی که چند مدت زده بودن رو فاز Depression....
حتی اونایی که باهام لج میکردن (😋)...
و خیلی چیزای دیگه😊

امیدوارم سال۹۴ بهترین سال زندگیتون باشه😘


تگ×
+ ^_^ یکشنبه ٩ فروردین ۱۳٩٤ ^_^ ٤:٠۸ ‎ب.ظ ^_^ ﭛړ๛اכּ نظرات () >

دلم..

دلم لک زده...
💓مـشـــهد💓
نیمه های شب...
روبروی ایوان طلا...
روی فرشهای دوست داشتنی صحن...
خیره به گنبد طلا...
نسیم خنک ....
و اشک...اشک...اشک...
و یک آرزو...
خوش به حالت🐦کبوتر🐦


تگ×
+ ^_^ یکشنبه ٩ فروردین ۱۳٩٤ ^_^ ٤:٠٤ ‎ب.ظ ^_^ ﭛړ๛اכּ نظرات () >

اسفندماه..

اسفند ماه ؛ عین ِ پنجشنبه هاست . که همیشه صدبار قشنگ تر از جمعه هاست !

اصلا از همون شروعش قشنگه ... ^_^

از همون ابتدا اول اسفند ینی مواجه شدن با لحظه ی باشکوه گرفتن حقوق و عیدی با هم یه جا !!

پیش به سوی سبزه سبز کردن ؛
خونه تکونی و بوی تمیزی و حذف همه غبارها از زندگی ،
عشق ِ شیرینی خونگی درست کردن ،
خرید آجیل ...
حس بوی بهار از پشت پنجره و بارقه ی آفتاب ِ گرم و بی جون از لای پرده ها روی پوست سرد خونه .... ،
کاشتن بنفشه های کوچک خوشبختی و پر کردن کلییییییییی گلدون با گل های ظریف و قشنگ بهاری ...
دیدن ماهی گلی و سنبل توی هر دکه ای از خیابون ،
پایکوبی حاجی فیروز...
شور ِ قشنگ چهارشنبه سوری....

اسفند ینی کلی شوق و ذوق واسه رسیدن به عید نوروز ... هیجان رفتن به پیشواز بهار !
اسفند ینی یک سال دیگه شانس اینو داشتن که تکاپوی ِ مردم رو توی شهر واسه شادی ها دیدن ! :)
ینی همون ماهی که اونقدر متنوع و قشنگه که چشم به هم بزنی میگذره ....

خوش اومــــــــــــدی بهترین ماه ِ سال ! خوش اومــــــــــــدی .....


تگ×
+ ^_^ یکشنبه ٩ فروردین ۱۳٩٤ ^_^ ۳:۳۳ ‎ب.ظ ^_^ ﭛړ๛اכּ نظرات () >

:))

تو نزدیکی ب من و حسم

میخواستم ک برم اما نتونستم

یه فرقی هست بین عشق ما با تموم عاشقای دنیا

چه آروم گرم آغوشت

میخوام ک غصه هات بشه فراموشت

عشق تو رویاست که شده تعبیر میخوام واسه تو دنیارو بدم تغییر

زندگی باتو دیگه رو یا نیست  پر شدم از تو تو دلم جانیس از سر شوق همه ی اشکام خیلی خوشبختم عزیزم تو تویی همرام  زندگی با تو دیگه رویا نیست ..شکر..


تگ×
+ ^_^ جمعه ٢٢ اسفند ۱۳٩۳ ^_^ ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ ^_^ ﭛړ๛اכּ نظرات () >

:)))))

تو رو تا دیدمت گرفتارت شدم 

یه عالم عشق پاک بدهکارت شدم

تو رو تا دیدمت دلم آروم گرفت دلم با عشق تو یه لحظه خو گرفت 

گرفتار تو او چشم سیاه صورت ماهت 

خودمم باورم نمیشه اینجوری میخوامت ..

بله زبانخجالت


تگ×
+ ^_^ جمعه ٢٢ اسفند ۱۳٩۳ ^_^ ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ ^_^ ﭛړ๛اכּ نظرات () >

پیش نویس 94

سلام عزیزای دلم 

معذرت خواهی بابت نبودن هرچند دیگه مث قبل جز چندتا عزیزای دلم کسی نمیاد اما هرجا هستید امیدوارم خوب وخوش باشید 

مدتیه بخاطر جابه جایی سیستمم نت نداره وفعلا نمیتونم آپ کنم  

خبرای جدید از خودم اینکه همه چیییی عالیه و آروم خداروهزار بارشکر بابت کسانی که اومدن توزندگیم زندگیم ازین رو ب اون رو شد 

و یه خبر جدید اینکه جونم عشقم همه زندگیم  روز اول فروردین 94 داره  میره حج 

امسالو دوس دارممم 

فقط  دوستان عزیزم حال زنداییم اصلن خوب نیست :(دعا کنید براش دیگه فقط دعا ومعجزه میتونه نجاتش بده 

خیلی دوستون دارم برا عید با پستای جدیدم میاممم راستی بگم امسال فقط برا من عیده و عیده و عید نه یاد آور اتفاقا و کسایی که ن لیاقت موندن داشتن نه ... حیف روز قشنگی که با پا گذاشتن ....بیخیااااااااااللللللل الان من دیگه اون بالا بالاهام خدا بهم گفته تاوان همه ی اشکا  نگرانیا ناراحتیا ترسوندنا همه وعده وعیدا همشو پس میگیرهههه  دلم قرصه قرصه کینه ای نبودم شدم میمونم تا ب وقتش ..

خداجونم مرسی 


تگ×
+ ^_^ جمعه ٢٢ اسفند ۱۳٩۳ ^_^ ٩:٠٠ ‎ب.ظ ^_^ ﭛړ๛اכּ نظرات () >

خلاصه ی این مدت

امروز بهترین روز دنیا بود مثل دیروز مثل فردا...

امتحانا تموم شد وخداروشکر این ترم بهتر از ترمای قبل بودم زبون داشتن همیشه هم بدنیستزبان

دوهفته ای میشه تو بیکاری به سرمیبرم و یا مهمونیم یا مهمون هست و درحال رژیمم سخت این دفعه قطعی قطعیهنیشخندآخه من موظفم ودستوربهم داده شده لپای گرامم آب نشه وگرنه ابرو

گوشیه عزیز ترازجانم یه ماهه دردست تعمیره و من هرروز چشم انتظار زنگ دوسته برادر منتظر

گذشته فراموش شده و امیدوارم صددرصد به آینده و شدیدا تاکیید دارم اینروزا به جمله ی هیچکارخدابی حکمت نیست وهرچی خدا بخواد..قلب

تصمیم دارم رشتمو عوض کنم و دارم روش فک میکنم چی بخونم یعنی ؟ نظرم رواینه کامپیوتر یا مدیریت هتلداری بخونم؟بهتراز تحمل کردن بوی تینروگواش ورنگای شیمیایه قهر

وبلاگم یه مدت بود داشت کم کم تارعنکبوت میبست اماااااا برگشتم شما هم برگردیدمتفکر

شدیدا منتظر سال جدیدم با کلی تغییررو  تحول عیدو پیشاپیش تبریک میگمماچ

ودرآخر دلم براتک تکتون تنگ شده مرسی از طاهره وبهارنازنین و داداش سامم(ابرو)

خیلی خوشحالم که هستید وهمراهمیدبغل


تگ×
+ ^_^ یکشنبه ٥ بهمن ۱۳٩۳ ^_^ ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ ^_^ ﭛړ๛اכּ نظرات () >

خدا...

ﺩﻟــــــــــــــﯽ ﮐﻪ ﺑﺸــــــﮑﻨﺪ "فریـــــادش"ﺭﺍ ﻧﻤﯿـــــــﻔﻬﻤﯽ ...

ﻭﻟﯽ...... "ﻧـــــــــﻔﺮﯾــﻧﺶ" ﺑﻪ ﺯﻣﯿــــــــــــــنت ﻣﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯد...!!

به خدا گفتم:خدایا به خاطر دیگری دلم را شکست و رفت...بدون اون چکار

کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خدا گفت:نگران نباش....او هم برای خوشبختی با یارش به

اسمان رو می اندازد....


تگ×
+ ^_^ شنبه ٢٧ دی ۱۳٩۳ ^_^ ٤:٢۸ ‎ب.ظ ^_^ ﭛړ๛اכּ نظرات () >

یادتونه؟

یادت میاد وقتی کوچیک بودیم..
تلویزیون سیاه سفید ...
با شام سبک...
خواب سر شب ...
با پنکه شماره 5...
مشقاتو مینوشتی خط خط از بالا به پایین.....
اون وقتا زندگی شیرین بود و طعم دیگه ای داشت. ...
یادت میاد وقتی که صدای هواپیما رو میشندیم....
می پریدیم تو حیاط براش دست تکون میدادیم....
می نشستیم به انتظارکلاس چهارم تا با خودکار بنویسیم......✏
یادت میاد وقتی مامان می پرسید ساعت
چنده میگفتیم بزرگه رو6 و کوچکه رو4.....
وقتی نقاشی میکردی خورشیدو رو زاویه برگه میکشیدی.....
فکرمیکردی قلب انسان این شکلیه♡
در یخچالو کم کم میبستی تا ببینی لامپش چه جور خاموش میشه....
اگه کسی بهت میگفت برو آب برام بیار اول خودت از سر لیوان میخوردی و دهنتو با دستت پاک میکردی ...
واقعن یادش بخیر ..........لبخند یادتون نرود ....

خندهخندهخنده


تگ×
+ ^_^ شنبه ٢٧ دی ۱۳٩۳ ^_^ ۳:٤٦ ‎ب.ظ ^_^ ﭛړ๛اכּ نظرات () >

ببین باخودت چه کردی

ﺍﮔﻪ ﺭﻓﺘﯽ ﺳﻮﭘﺮﯼ ﺩﻟﺖ ﻟﻮﺍﺷﮏ ﻧﺨﻮﺍﺳﺖ ....

ﺍﮔﻪ ﺭﻓﺘﯽ ﭘﺎﺭﮎ، ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺎﺏ ﻧﺸﺪﯼ ...

ﺍﮔﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﺕ ﻣﯿﺮﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﺑﺎﺯﯼ ﺩﺭ ﻧﻤﯿﺎﺭﯼ ...

ﺍﮔﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺴﺘﻨﯽ ﭼﻮﺑﯽ ﻭ ﭘﻔﮏ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﯼ ....

ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻦ ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﯼ !!

ﺑﺸﯿﻦ ﻓﮑﺮ ﮐﻦ ﭼﯽ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺩﻟﺖ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﯼ.

http://rarepic.ir/wp-content/uploads/2013/01/Alone-18.jpg


تگ×
+ ^_^ شنبه ٢٧ دی ۱۳٩۳ ^_^ ۳:۳٦ ‎ب.ظ ^_^ ﭛړ๛اכּ نظرات () >